برای دریافت مشاوره رایگان، همین حالا عدد ۳ را به ۱۰۰۰۷۲۷ ارسال نمایید|sabtefarda@gmail.com

صدقه و هبه

صدقه و هبه بررسی جامع این دو موضوع

صدقه چیست ؟

صدقه در لغت مالی است كه به خاطر ثواب و قصد تفرّب به افراد نیازمند می‌دهند.و در اصطلاح فقهی مالی است كه كسی آن را مجاناً بدون عوض دنیوی به ملكیّت دربیاورد.آیات و روایات زیادی بر استحباب صدقه و تشویق بر آن از ائمه رسیده است.

«و ما تُنفقوا من خیر یوف الیكم»
«و آن چه از خوبیها انفاق می‌كنید، (پاداش آن) به طور كامل به شما داده می‌شود.»

از روایات چند نمونه در مورد اهمیّت صدقه ذكر می‌شود.

«قال ابی عبدالله (ع): لیس شی اثقل علی الشیطان من الصدقه علی المومن و هی تقع فی ید الرّب تعالی قبل ان تقع فی ید العبد.»
«امام صادق (ع) فرموده‌اند بر شیطان چیزی سنگین‌تر از صدقه بر مومن نمی‌باشد. و صدقه قبل از آن كه بدست بنده بر سد بدست خدای متعال می‌رسد.»
تبیین علمی:
صدقه عقد است. احتیاج به ایجاب و قبول دارد ایجاب از طرف متصدّق و قبول از طرف متصدق علیه و شرایط صحت آن قصد قربت می‌باشد. صدقه دهنده در دادن مال به دیگری قصد رضای خدا و ثواب اخروی را بكند و این قصد تقرّب شرط صحت صدقه می‌باشد و بدون آن صدقه صحیح نیست؛ هر چند شرایط دیگر ایجاب و قبول، مانند قبض حاصل شده باشد.صدقه احتیاج به قبض دارد یعنی طرف باید آن را تحویل بگیرد و قبض هم باید به اذن مالك باشد اگر صدقه گیرنده مال را تحویل نگیرد مالكش نیست و صدقه هم واقع نشده است متصدق می‌تواند رجوع كند.در صدقه وقتی قبض حاصل شد متصدّق نمی‌تواند رجوع كند. در عدم رجوع فرقی نمی‌كند كه به خویشاوندانش صدقه داده باشد یا به اجنبی (بیگانه). دلیل عدم رجوع این است كه صدقه جنبه عبادی دارد. و دارای ثواب اخروی می‌باشد. و ثواب اخروی عوض صدقه می‌شود. بدین جهت صدقه مثل هبه معوّضه می‌شود همان طور كه در هبه معوضه رجوع جایز نیست در صدقه هم رجوع جایز نیست.

احكام صدقه مستحبی
1- صدقه واجب (زكات مال. زكات فطره) غیر هاشمی بر هاشمی حرام است. امّا صدقه مستحبی غیر هاشمی بر هاشمی حرام نیست و در متصدّق – بلوغ – عقل – عدم حجر (سفاهت – بی پولی) شرط است. بنابراین اگر بچّه ده ساله صدقه بدهد صحیح نیست و در متصدق علیه: كسی كه صدقه را قبول می‌كند فقر، ایمان، اسلام شرط نیست صدقه بر آدم غنی، كافر ذمی، مخالف حق (سنّی) صحیح است اگر چه بیگانه باشد ولی بر ناصبی و كافر حربی اگر چه خویشاوند هم باشند دادن صدقه جایز نیست.
2. صدقه مستحبی را كسی پنهانی بدهد ثواب و فضیلت آن بیشتر است. ولی اگر پنهانی دادن باعث شود كه مردم او را متهّم كنند به این كه اهل بخشش و كرم نیست آشكارا دادن آن فضیلت دارد. و هم چنین آشكار دادن صدقه مستحب است اگر كسی از دادن صدقه قصدش این باشد كه مردم از او یاد بگیرند و تشویق و ترغیب شوند بر کمک به فقراء و نیازمندان.
هبه چیست ؟
هبه در لغت به معنای انعام، بخشش، هدیه و صدقه می‌باشد. هبه بمعنای بخشیدن مال دارای ارزش بهروری به دیگری است بصورت مجانی البته گاهی هم ممکن است هبه در مقابل عوض باشدکه به آن هبه معوضه میگویند.
هبه بمعنای عام خود شامل وقف – هدیه – صدقه – نحله – جایزه – نیز میشود هبه کننده را واهب وطرف دیگر را متهب میگویند وبه مال هبه شده عین موهوبه گفته میشود.
در اصطلاح حقوقی نیز عبارت از عقدی است كه به موجب آن یك نفر مالی را مجاناً به شخص دیگری تملیك می‌كند.
تملیك كننده را واهب،‌ طرف دیگر عقد را متهب (یا موهب له) و مالی را كه مورد هبه است، عین موهوبه می‌گویند.
واهب باید برای معامله و تصرف در مال خود اهلیت داشته باشد و باید مالك ملكی باشد كه هبه می‌كند. متهب نیز باید برای قبول هبه اهلیت داشته باشد. بنابراین صغیر غیر ممیز و مجنون نمی‌توانند متهب باشند. ولی صغیر ممیز و سفیه به علت داشتن قصد انشاء، می‌توانند متهب واقع شوند. و آن را اگر بلا عوض باشد، قبول كنند.
عین موهوبه: عبارت از مالی است كه از واهب به متهب منتقل می‌شود و این مال می‌تواند دین و منفعت باشد.
شرائط هبه:
در فقه ومنابع حقوقی برای تحقق هبه شرائطی مقرر شده که ذیلا ذکر میگردد:

۱- کسی که مالی را هبه میکند باید اهلیت معامله وتصرف داشته باشد مثلا کودک یا مجنون نمی تواند مالی را هبه کند.
۲- هبه کننده باید مالک مالی باشد که می خواهد آن را هبه کند، لذا مال کس دیگر را نمیتوان هبه کرد.
۳- هبه وقتی محقق میشود که مورد قبول متهب (یعنی کسی که مال به او هبه شده) قرار گیرد وبه تصرف او در آیدبنا بر این اگر طرف آن را قبول نکرد ویا به تصرف او داده نشدهبه محقق نمیشود البته منظوراز تصرف این نیست که متهب حتما خودش آن را تصرف کند بلکه اگر وکیل یا ولی یا نماینده او آن را تصرف کرد کافی است .
نکته :
بر خلاف هبه کننده که حتما باید عاقل وبالغ باشد طرف اولازم نیست لزوما چنین شرطی داشته باشد بنا براین شخصی که مال به او هبه میشود می تواند صغیر یا مجنون باشد دراین صورت باقبول هبه ازطرف ولی وسرپرست صغیر یا مجنون وتصرف او هبه محقق خواهد شد .
گاهی هبه در مقابل عوض است یعنی هبه کننده مالی را به شخصی می بخشد وبا او شرط می کند که او نیز مالی را ببخشد ویا انکه کاری را که مشروع باشد برایش مجانی انجام دهد.
شرایط صحت و تحقق هبه
1) قبض:
«هبه واقع نمی‌شود مگر با قبض متهب و قبضی مؤثر است كه با اذن واهب باشد». (مفاد ماده 798 قانون مدنی)
به عبارت دیگر هبه در زمرۀ عقود معینی قرار دارد كه عقد با صرف تراضی و ایجاب و قبول واقع نمی‌شود و نیاز به قبض و اقباض دارد.
2) معین بودن مورد هبه: برخی فقها هبه كلی را باطل می‌دانند ولی نظر مشهور، صحت آن است.

شرط عوض در هبه

«هبه می‌تواند معوض باشد و واهب شرط كند كه متهب مالی را به او در مقابل هبه تملیك كند یا عمل مشروعی را مجاناً به جا آورد». (مفاد ماده 801 قانون مدنی)
ماهیت هبه
در مورد این‌كه عقد هبه جائز است یا لازم، اختلاف نظر وجود دارد ولی آن‌چه مسلم است، آن است که:
«هبه برخلاف عقود جایز با مرگ یكی از طرفین منحل نمی‌شود و حق رجوع واهب از بین می‌رود». (مفاد ماده 805 قانون مدنی)
رجوع از هبه، منوط است به بقاء عین موهوبه.
«بعد از قبض نیز واهب می‌تواند با بقاء عین موهوبه از هبه رجوع نماید». (مفاد ماده 803قانون مدنی)
موارد قابل رجوع نبودن هبه
1) در صورتی‌كه متهب پدر و مادر یا اولاد واهب باشد.
2) در صورتی‌كه هبه معوض بوده و عوض آن هم داده شده باشد.
3) در صورتی‌كه در عین موهوبه تغییری حاصل شود. مثل این‌كه در زمین ساختمان، ساخته شود، یا پارچه‌ای، دوخته شود. بنابراین ملاك تغییر عرفی است.
4) مالی که بخشیده شده از مالکیت طرف خارج شده باشد، =خا طره = بیاد دارم در یکی ازمراجعاتی که خانمی نزد اینجانب داشت وازشوهرش طلاق گرفته بود به حکمی اعتزاض داشت که دادگاه بموجب آن وی را محکوم کرده بود که طلا هائی را که شوهرش در اول ازدواج برایش خریده ازبازاربخرد وبه شوهر سابق خود پس بدهد با ملاحظه احکامی که در دست داشت مشاهده کردم این حکم تمام مراحل رسیدگی خود را طی کرده ومتاسفانه مراجع تجدید نظر به این نکته که مال موهوبه از مالکیت آن خانم خارج شده نکرده اند ودر نهایت رای نا صحیح دادگاه اولیه را تایید کرده اند لذا ناگزیرغیر شرعی بودن رای به رئیس قوه قشائیه اعلام گردید ودلیل آن این بود که طلاهای هبه شده در زندگی مشترک هزینه شده بود.
۵) هر یک ازطرفین ( واهب یا متهب ) فوت شوند.
۶) مال بخشیده شده بعنوان صدقه داده شده باشد.
۷) اگر طلبکار طلب خود را به بدهکار بخشیده باشدنیز قابل رجوع نیست.
شرط حق رجوع در هبه
مواردی که میشود از هبه رجوع کرد:
هبه عقدی است که بموجب آن هبه کننده مالی را مجانی به تملک شخسصی در می آورد در این‌كه آیا می‌توان حق رجوع برای واهب باشد.اختلاف نظر است، ولی ظاهراً چنین شرطی مخالف ذات عقد نیست و نافذ است.مع الوصف هبه کننده میتواند ازاقدامی که کرده رجوع نماید یعنی اگر پشیمان شده آن را پس بگیرد مگر در چند صورت که امکان رجوع نیست.
✅ماهیت رجوع از هبه
رجوع ایقاع است و با هر لفظ و فعلی واقع می‌شود و برای رجوع باید واهب، قصد داشته باشد.

✅آثار رجوع
1) استرداد مال موهبه؛ مال با همان وضعیتی كه دارد به واهب برمی‌گردد و نقص و عیبی كه در مال ایجاد شده حتی اگر به وسیلۀ متهب باشد، واهب نمی‌تواند، از متهب ارش بخواهد؛ چرا كه مال مجاناً تملیك شده و عیب و نقص در ملكیت متهب حاصل شده است و لذا او ضامن نیست. ولی اگر متهب اقداماتی كرده كه موجب افزایش و زیادتی در سال آینده شده است، متهب به نسبت زیادتی حق مطالبه دارد.
2) نماء متصل و منفصل عین موهوبه: با رجوع از هبه، باید تكلیف منافع مال نیز مشخص شود.
«اگر منافع متصل باشد مال واهب و اگر منفصل باشد مال متهب خواهد بود». (مفاد ماده 804قانون مدنی)
تفاوت هبه با صدقه
«صدقه، تملیك مال است به فقراء به قصد تقرب به خداوند و در صدقه رجوع و اقاله ممكن نیست» (مفاد ماده 807 قانون مدنی)‌
در حالی‌كه در هبه لزوماً‌ قصد تقرب نیست و امكان اقاله و رجوع هست.
آیا هبه کننده در مالی که هبه کرده حق تصرف دارد؟
ممکن است واهب بعد از هبه وتحویل آن به متهب در مالی که بخشیده تصرف نماید مانند اینکه آن را به دیگری هبه کند یا بفروشدآیا این اقدام انتقال غیر محسوب میشودیا خیر ؟
در چنین موردی باید بین جائی که حق رجوع هست با جائی که حق رجوع نیست تفاوت قائل شد بدین معنا که هر جا حق رجوع از بین رفته یا وجود ندارد( مانند اینکه متهب مال را به دیگری منتقل کرده یا متهب پدر یامادر یا اولاد باشند) واهب حق تصرف نخواهد داشت واگر آن را به دیگری منتقل کند انتقال مال غیر کرده است .
اما اگر حق رجوع هنوز باقی است تصرف واهب منعی نخواهد داشت بلکه میتوان تصرف او را اگر کاشف از قصد رجوع باشد رجوع تلقی کرد ونمیشود نام انتقال مال غیر بر آن نهاد وانتقال دهنده را بعنوان اتهام مال غیرتحت تعقیب قرارداد. البته اقدام فروشنده گر چه حاکی از رجوع هست ولی دلیل صحت بیع نیست زیرادر اینکه آیاشخص می تواند همزمان هم هبه رافسخ کند وهم بیع صورت دهد بحث و اختلاف نظر است به این معنا که ممکن است در صحت معامله دوم خدشه شود وگفته شود که نیاز به تنفیذ داردچون وی هنگام معامله مالک نبوده ومعامله او فضولی محسوب است ولی یهر حال آنچه مسلم است رجوع محقق شده است این مطلب نیز قابل ذکر است که اگر ثابت شود هبه از اول باطل بوده معامله دوم شبهه ای نخواهد داشت.

رجوع از هبه به چه صورت ممکن است ؟در مورد اینکه رجوع به چه صورت ممکن است صورت خاصی بیان نشده است لذا واهب بهر شکل ممکن که کاشف از قصد رجوع باشد میتواند رجوع کند۰ مثل اینکه قصد خود را بنویسد یا با لفظ مقصود خود را برساند یا اینکه اقدام به تصرف نمایدماده ۴۴۹ قا نون مدنی به همین امر اشاره دارد.
بنا براین اگر واهب بعد از بخشیدن ما ل به طرف خود از کرده خویش پشیمان شود وبا شیوه های مذکور عمل نماید میتوان اقدام او را رجوع محسوب نمود البته خوب است کسی که میخواهد از هبه اش رجوع نماید با ارسا ل اظهار نامه ای برای متهب قصد خود را به اطلاع او برساند خاصیت این کار این خواهد بود که قصد خود را طریق مرجع قانونی به اطلاع طرف رسانده مضافا تاریخ رجوع مشخص است وبعدا بر سر ارزشهای افزوده ما ل اختلافی ایجاد نخواهد شد.

رجوع از هبه به چه صورت ممکن است ؟
در مورد اینکه رجوع به چه صورت ممکن است صورت خاصی بیان نشده است لذا واهب بهر شکل ممکن که کاشف از قصد رجوع باشد میتواند رجوع کند۰ مثل اینکه قصد خود را بنویسد یا با لفظ مقصود خود را برساند یا اینکه اقدام به تصرف نمایدماده ۴۴۹ قا نون مدنی به همین امر اشاره دارد.
بنا براین اگر واهب بعد از بخشیدن ما ل به طرف خود از کرده خویش پشیمان شود وبا شیوه های مذکور عمل نماید میتوان اقدام او را رجوع محسوب نمود البته خوب است کسی که میخواهد از هبه اش رجوع نماید با ارسا ل اظهار نامه ای برای متهب قصد خود را به اطلاع او برساند خاصیت این کار این خواهد بود که قصد خود را طریق مرجع قانونی به اطلاع طرف رسانده مضافا تاریخ رجوع مشخص است وبعدا بر سر ارزشهای افزوده ما ل اختلافی ایجاد نخواهد شد.

 

2016-04-23T12:42:44+00:00

در مورد نویسنده:

مشاور حقوقی 94
من کارشناس حقوقی ثبت فردا هستم. خوشحال می شوم سوالات شما را از طریق وب سایت و یا شماره تماس 43933 021 پاسخ بدهم.

ثبت ديدگاه