به هر عمل یا واقعه حقوقی که غرض از آن ایجاد مالکیت یا نقل مالکیت باشد، اسباب تملک گفته می‌شود.

بر اساس ماده ۱۴۰ قانون مدنی، تملک به یکی از امور زیر حاصل می‌شود:

۱- به احیاء اراضی موات و حیازت اشیاء مباحه.

۲- به وسیله عقود و تعهدات.

۳- به وسیله أخذ به شفعه.

۴- به ارث.

احیاء اراضی موات
احیاء به معنای زنده کردن بوده و اصطلاحا به معنای آباد کردن آمده است. ماده ۱۴۱ قانون مدنی، احیاء را این گونه تعریف می‌کند:«مراد از احیای زمین آن است که اراضی موات و مباحه را به وسیله عملیاتی که در عرف آباد کردن محسوب است، از قبیل زراعت، درختکاری، بناساختن و غیره قابل استفاده کنند.»موات به معنای مرده و بی‌روح است و اراضی موات، زمین‌هایی هستند که مالک ندارد و از آنها انتفاع برده نمی‌شود.

عنصر معنوی احیا

احیاء از اعمال حقوقی بوده و در صورتی موجب مالکیت می‌شود که با قصد تملک همراه باشد. بنابراین اگر مسافری به محلی برسد و زمینی را برای مدتی که در آنجا می‌ماند، آباد کند، مالک آن نمی‌شود. لذا ماده ۱۴۳ قانون مدنی می‌گوید: «هر کس از اراضی موات و مباحه قسمتی را به قصد تملک احیاء کند مالک آن قسمت می‌شود.»

ماهیت حقوقی تملک در احیاء

تملک اراضی موات ایقاع است و به قصد و رضای احیاء کننده نیاز دارد.

تحقق احیاء

احیاء و آباد کردن زمین به اعتبار نحوه انتفاعی که از زمین برده می‌شود، فرق می‌کند و باید عملیات به‌گونه‌ای باشد که عرف آن را برای انتفاع مورد نظر، آباد بداند. قانون مدنی مثال‌های رایج احیاء را که زراعت، درختکاری و بنا باشد، عنوان کرده و از ذکر اقسام دیگر آن، به کلمه «وغیره» اکتفا کرده است. بنابراین اگر کسی زمینی را حفر کرده و از آن برای جمع‌آوری آب، استخر بسازد، آن زمین را آباد کرده است. لذا ملاک تحقق احیاء، این است که عرف آن را تأیید کند. بر این اساس، ماده ۱۴۲ قانون مدنی می‌گوید: «شروع در احیاء از قبیل سنگ چیدن اطراف زمین یا کندن چاه و غیره تحجیر است و موجب مالکیت نمی‌شود اما برای تحجیرکننده ایجاد حق اولویت در احیاء می‌کند.»
تحجیر

شروع به احیاء، حق تقدمی ایجاد می‌کند که سایر داوطلبان تملک زمین را از رقابت با آغازکننده باز می‌دارد. این حق را حق تحجیر می‌نامند که مثال شایع آن دیوارکشی و محصور کردن زمین است.

تحجیر در صورتی در اراضی موات، حق اولویت ایجاد می‌کند که داری شرایط زیر باشد:

۱- کاری که به عنوان تحجیر انجام می‌شود، به گونه‌ای باشد که برای شروع در احیاء اراضی، آن را انجام می‌دهند؛ مانند کندن پی برای ساختن بنا یا شخم زدن برای زراعت کردن، زیرا برای احیاء ( آباد کردن) زمین، کارهای مزبور لازم است. بنابراین هرگاه کار انجام‌شده برای تحجیر مفید نباشد، مثل اینکه کسی در اطراف قطعه زمینی، یک برآمدگی از خاک درست کند، تحجیر محسوب نمی‌شود. ۲- تحجیر باید به قصد احیاء باشد. لذا نظامیان که از محلی به محل دیگر حرکت می‌کنند تا چند روز در آنجا توقف کنند، اطراف زمینی را سنگ‌چین کرده و آن را مسطح می‌کنند تا چادرهای خود را بزنند و سپس آن را رها کرده و می‌روند. عمل مزبور حق اولویت برای نظامیان ایجاد نمی‌کند. چون قصد احیاء ندارند. ۳- مقداری را که تحجیرکننده می‌خواهد آن را احیاء کند، باید از عمل تحجیر معلوم باشد. چنان که هرگاه قطعه زمینی را احیاء کند، باید اطراف آن را سنگ‌چین کند؛ در غیر این صورت هرگاه به طور مستقیم در یک طرف، سنگ‌چیده شود، ایجاد حق تحجیر برای او نمی‌کند. ۴- تحجیر کننده باید بتواند مقدار زمینی را که تحجیر کرده، احیاء نماید. و الا اگر به هر دلیلی قادر به احیاء آن نباشد، مثل این که قدرت مالی و یا دست‌رسی به وسائل لازم برای احیاء را نداشته باشد، تحجیر مزبور حق اولویت ایجاد نمی‌کند.