برای دریافت مشاوره رایگان، همین حالا عدد ۳ را به ۱۰۰۰۷۲۷ ارسال نمایید|sabtefarda@gmail.com

حمایت از جریان توسعه در مناطق آزاد

خانه » اخبار مناطق آزاد تجاری » حمایت از جریان توسعه در مناطق آزاد

حمایت از جریان توسعه در مناطق آزاد

شاید مهم ترین دلیل تصمیم گیران کشور برای ایجاد مناطق آزاد و بهره گیری از تجارب دیگران بستر سازی برای درمان مهم ترین و آسیب زا ترین معضل اقتصاد مملکت، یعنی ساختار غیر مولد و رانتی اقتصاد داخلی و همچنین ایجاد مراکز توسعه در نقاط پیرامونی برای افزایش انسجام و امنیت ملی است.

مقدمه:
تجربه ایجاد مناطق آزاد در کشور مانند تجارب اقتصادی دیگر نه بر اساس یک سیر تحولات اقتصادی خود بنیاد داخلی بلکه حاصل یادگیری از برنامه ریزی سایر کشور های موفق در توسعه صنعتی-  اقتصادی بوده است. شاید مهم ترین دلیل تصمیم گیران کشور برای ایجاد مناطق آزاد و بهره گیری از تجارب دیگران بستر سازی برای درمان مهم ترین و آسیب زا ترین معضل اقتصاد مملکت، یعنی ساختار غیر مولد و رانتی اقتصاد داخلی و همچنین ایجاد مراکز توسعه در نقاط پیرامونی برای افزایش انسجام و امنیت ملی است.

اما حقیقتا در این فضای موجود رسانه ای و موضع گیری های رسمی و غیر رسمی که مناطق آزاد به انواع اقسام عناوین و اتهامات مستحق مجازات و تنبیهات می شوند و فقط صدور حکم حمله نظامی به این مناطق اقتصادی کشور انجام نشده پرداختن بی هول و هراس به اهمیت، جایگاه و نقشی که این مناطق در تقویت بنیه اقتصادی مناطق پیرامونی و مرزی کشور و بالطبع ایجاد امنیت ملی پایدار و سازنده داشته باشند آسان به نظر نمی رسد اما به حکم حدیث شریف مولا علی(ع) که می فرماید: الْانْصافُ افْضَلُ الْفَضائِلِ نگاهی به این موضوع خواهیم داشت.

سخن منتقدان:
البته قبل از آن که به موضوع اصلی بپردازیم مهم ترین دلایل مخالفان مناطق آزاد را به اختصار مرور خواهیم کرد. مخالفان که با ارائه لایحه افزایش مناطق آزاد به مجلس صدایشان رساتر از قبل شده است در بیان دلایل خود به دو نکته عمده متمرکز شده اند:

یک) آنها می گویند: مناطق آزاد تجاری صنعتی که از سال 69 در برنامه اول توسعه رسمیت یافتند، اهداف سنگینی را به یدک می‌کشیدند که با تحقق آن‌ها، باید بسیاری از مشکلات ملی و محلی برطرف می‌شد. اهدافی نظیر تسریع در انجام امور زیربنایی، عمران و آبادانی، رشد و توسعه اقتصادی، سرمایه‏‌گذاری و افزایش درآمد عمومی، ایجاد اشتغال سالم و مولد، تنظیم بازارکار و کالا، حضور فعال در بازارهای جهانی و منطقه‏ای، تولید و صادرات کالاهای صنعتی و تبدیلی و ارایه خدمات عمومی.

اما با گذشت بیش از دو دهه از فعالیت مناطق آزاد، تقریبا به هیچ‌ کدام از اهداف اولیه محقق نشده که هیچ بلکه؛ واردات 5 برابری در مقابل صادرات، قاچاق کالا و ارز، واردات اقلام لوکس، شکاف طبقاتی و رانت و فساد از دستاوردهای اساسی مناطق آزاد ایران به شمار می‌آیند. مناطقی که به نام توسعه نقاط مرزی و به کام سرمایه‌داران و یقه سفیدها در حال فعالیت هستند، بررسی عملکرد بیست و چند ساله این مناطق حکایت از آن دارد که به جز گرانی و ایجاد تعداد اندکی اشتغال در حوزه مشاغل خُرد و خدماتی کمکی به بومیان منطقه نکرده است.

دو) موضوع قاچاق کالا از مناطق آزاد. در این رابطه مخالفان می گویند:  هم‌اکنون مناطق آزاد به پناهگاهی برای قاچاقچیان تبدیل شده‌اند، اگر مناطق آزاد وجود نداشت قاچاقچی مجبور بود کالای قاچاق خود را حداقل تا ۵۰ کیلومتر از کشور مبدا تا ایران بیاورد و این استرس و ریسک قاچاق را بسیار بالا می برد. مخالفان توسعه مناطق آزاد همچنین در این راستا اضافه می کنند: مطابق استاندارهای جهانی به ازای هر 20 هزار دلار صادرات، یک شغل پایدار برای کشور صادر کننده ایجاد می‌‌شود. حال با توجه به واردات 3 میلیارد دلاری از طریق مناطق آزاد به سرزمین اصلی و حدود 2 میلیارد دلار واردات برای مصرف داخل منطقه، سالانه حدود 250 هزار شغل پایدار در ایران از طریق مناطق آزاد از بین می‌رود و در مقابل 250 هزار اشتغال پایدار، هدیه مناطق آزاد ایران به کشورهای صادرکننده کالا یعنی چین و امارات و ترکیه است.

پاسخ:
بر اساس قاعده انصاف اگر این دو ادعای مخالفان توسعه مناطق آزاد را مورد مداقه قرار دهیم و با رعایت انصاف از مناطق آزاد دفاع کنیم باید بگوییم:

–    اولا این عادت برنامه نویسی کشور ماست که در نگارش برنامه ها اهداف را در ثریا می گذارند اما در اجرا شدیدا زمینی هستیم و این به خاطر نبود ارتباط راهبردی بین نخبگان علمی و برنامه نویس و نخبگان و مدیران اجرایی ماست. تنها مناطق آزاد نیستند که برایشان اهداف یوتوپیایی نوشته شده است اما وقتی به مرحله اجرا گذاشته شده اند مجریان در مناطقی مجبور به اجرای برنامه شده اند که دارای کم ترین زیرساخت های توسعه صنعتی و اقتصادی، پایین ترین آمادگی های نهادی و اجتماعی در کنار کارشکنی های متعدد بوده است.

ثانیا اگر قرار بر محاکمه نهاد های اقتصادی بر اساس محتویات اسناد مکتوب است پیش از همه صنعت خودروی کشور باید مورد محاکمه قرار گیرد. صنعتی که با داشتن بیشترین پشتیبانی حاکمیتی، بدترین عملکرد با سالی چند ده هزار نفر تلفات انسانی و زیان های مالی هنگفت دارد. اتفاقا مهم ترین بخش اقتصادی کشور است که مصرف کالای خارجی را در کشور تهییج می کند چون بعد از چهل سال درجا زدن مردم را از تولید داخلی مایوس کرده است.

–    در پاسخ به دلیل دوم اگر همه آمار های ارائه شده را درست بدانیم معلوم نیست با چه استدلالی 3 میلیارد دلاری که به سرزمین اصلی از طریق مناطق آزاد وارد می شود را به حساب این مناطق نوشته اند. و بعد نگفته اند که از این 250 هزار شغلی که برای خارجی ها ایجاد شده 150 هزار فرصت شغلی آن مربوط به عملکرد سرزمین اصلی است. بعد هم، منابع رسمی آمار واردات کل مناطق 7 گانه را که مربوط به مصرف داخلی مناطق است 400 میلیون دلار ذکر می کند و این آمار یک پنجم آماری است که در استدلال مخالفان قید شده است.

همچنین دوستان هیچ وقت نخواسته اند به این سوال جواب بدهند که چرا مردمی که در ایثار و فداکاری آنها در لحظات حساس کشور هیچ شک و شبهه ای وجود ندارد و مردم ایران در تاریخ نشان داده اند که وطن پرست ترین مردمان روی کره خاکی اند چرا در برابر وسوسه کالای خارجی مقاومت چندانی حتی با وجود بمباران تبلیغاتی رسانه ملی و بعضا فتوای شرعی برخی از مراجع معظم نشان نمی دهند. البته جواب را می دانند و می دانند که اسقبال مردم از کالای خارجی واکنش غیر مستقیم آنها به سخره گرفتن شعور و ارزش آنها از طرف تولید داخلی است.

بعلاوه، با تحول در الگوی مصرفی کشور به تدریج ما شاهد تغییر در الگوی تولید و پیشرفت صنایع در راستای باقی ماندن در عرصه رقابت خواهیم بود و این یک اصل اقتصادی است که بجز در جوامع مثل کره شمالی و کوبا می تواند مورد عنایت باشد.

مقوله امنیت و تحول مفهوم آن:
مناطق آزاد کشور عمدتا در نقاط مرزی ایجاد شده اند. مرز ها با همه حساسیتی که بر روی وجب به وجب آن در میان مردم و حاکمیت ها وجود دارد همیشه جزو محرومترین مناطق بوده اند. روابط متشنج تاریخی با همسایگان در کنار روحیه محافظه کارانه جامعه اقتصادی کشور، مناطق مرزی را بجز در جاهایی که مسیر رفت و آمد و ترانزیت بوده با محرومیت های ساختاری، اجتماعی،فرهنگی و معیشتی روبرو کرده است.

در قرن بیست و یک و با تعاریفی جدید که از امنیت پایدار توسط اندیشمندان مسائل امنیتی و برنامه نویسان راهبردی ارائه می شود کشور های جهان تحت تاثیر جریان انقلاب در حوزه ارتباطات مجبور شده اند امنیت را مقوله ای همه بعدی و گسترده در زمان و مکان در نظر بگیرند. نگاهی به مسائل خاورمیانه عربی به خوبی تاثیر پذیری امنیت ملی را از مناطق حاشیه ای و غلبه حاشیه ها بر متن را نشان می دهد. بستن سد بر روی آب دجله و فرات در ترکیه و تضعیف زندگی کشاورزی مناطق اطراف این دو رودخانه در سوریه و عراق ، کوچ جوانان به شهر ها، بیکاری و سرخوردگی فردی ـ اجتماعی و عدم توان دولت در تامین احتیاجات ضروری آنها  زمینه ساز فرآیندی بود که مانند بشکه باروت با جرقه ای بنام دموکراسی منفجر شد. مشابه چنین جریانی در شرق و جنوب شرق کشور با خشک شدن هیرمند اتفاق افتاد که با هوشمندی مسئولان البته با تحمل خسارت های فراوان کنترل شد.

مناطق آزاد و امنیت ملی
باید توجه داشت که با تحولات ناخواسته و عموما مخالفی که در کشور های اطراف به وقوع می پیوندد می بایست برای ایجاد پدافند غیر عامل و تقویت امنیت ملی برنامه ریزی واقع گرایانه و هوشمندانه ای داشته باشیم. مخالفت با ایجاد و توسعه مناطق آزاد در مناطق پیرامونی کشور حتی به نیت قربه الی ا… و خالی از شبهه سیاسی کاری باید همراه با ارائه برنامه جدید و قابل اجرا باشد. باید توجه داشته باشیم که فرآیند های گذران معیشت در مناطق مرزی از یک طرف به سرعت در حال تحول است و از طرف دیگر در آن سوی مرزها الگوهای دیگری از زندگی ارائه می شود که به راحتی مردمان اطراف مرز آن را می بینند و تاثیر می پذیرند.

به طور مثال در منطقه آزاد ارس به عنوان یکی از صنعتی ترین مناطق آزاد کشور ساختار اقتصادی و معیشتی قبل از ایجاد منطقه آزاد کاملا تجاری و وابسته به راه آهن و ترانزیت کالا از اروپا به مقصد پایانه جلفا بوده است. با بسته شدن مسیر ریلی در جنگ قره باغ حیات اقتصادی،اجتماعی، فرهنگی و معیشتی کاملا تحت تاثیر قرار گرفت. و به یکباره همه آن جنب و جوش ها خوابید. منطقه جلفا با آن همه اهمیت ژئوپلتیک و سوق الجیشی باید رها می شد و مردمان آن به جاهای دیگر کوچ می کردند؟ یا باید دوباره طی برنامه ای جدید بافت اجتماعی و اقتصادی تازه ای ایجاد می شد که علاوه بر تقویت ساختار اجتماعی تهدید را به فرصت تبدیل می کرد و ظرفیت های منحصر به فرد این منطقه در حوزه کشاورزی، گردشگری و ترانزیت را احیا می کرد؟

امروزه در منطقه آزاد ارس در سایه جو سازنده اقتصادی که به وجود آمده است در نقطه صفر مرزی نزدیک 200 واحد صنعتی در حال فعالیت هستند. هزاران هکتار از زمین های کشاورزی که قرن های بلااستفاده مانده بود با بهره گیری از رودخانه ارس به باغ های کاملا مکانیزه تبدیل شده اند. بزرگترین و مدرن ترین واحد گلخانه ای کشور در حال ساخت است. در زمینه زیرساخت های سرمایه گذاری به مرحله بلوغ رسیده است. اماکن و جاهای تاریخی و طبیعی به مقصد بازدید میلیون ها گردشگر داخلی و خارجی شده است و به تدریج بخش ترانزیت نیز در حال جان گرفتن است. آیا برای این همه اتفاق مبارک دلیل دیگر غیر از منطقه آزاد ارس وجود دارد؟

در منطقه آزاد ارس سرمایه گذران خارجی از چندین کشور همسایه وارد شده اند از آذربایجان،ترکیه، ارمنستان. آیا حضور آنها در سایه امنیت و آرامش کشور و منطقه نیست؟ آیا بقای آنها و افزایش تعاملات سازنده و همسطح مردمان منطقه با جوامع خارجی باعث پایداری امنیت ملی و افزایش خودآگاهی ملی نخواهد شد؟.
پس این همه غوغا برای چیست؟
 

2016-08-24T15:14:32+00:00

در مورد نویسنده:

مشاور حقوقی 32
من کارشناس حقوقی ثبت فردا هستم. خوشحال می شوم سوالات شما را از طریق وب سایت و یا شماره تماس 43933 021 پاسخ بدهم.

ثبت ديدگاه